عشق میدی چون میدونی فقط عشقه که دنیا رو نجات میده
اگه نجاتی باشه
به خاطر خود عشق، عشق میدی
عشق میدی چون دنیا تشنه اس
چون آدما افسرده ان
چون همه جا یا جنگه یا صحبت از جنگ
عشق میدی چون باید از یه جائی شروع کرد
هرچند اندک
هرچند ناچیز
عشق میدی چون کار دیگه ای بلد نیستی
چون ساده ترین کار دنیاس
و با سرشتت سازگاره
عشق میدی و چشماتو میبندی
روی نیشخندها
روی نگاههای هرزه
روی بد گمانیها
نه با نامه
نه با تجلیل
نه با کادو
به سبک خودت عشق میدی
عشقت برقیه که تو چشماته
عشقت تلاشیه که میکنی
تا مشکلاتتو فرافکنی نکنی
تا کسی رو دلسرد نکنی
و پائین نکشی که خودت بری بالا
عشقت بوی پیج امین الدوله میده
خوش بحال موجوداتی که سر راهت قرار میگیرن
.....................................
عشق و پذیرش سطوح مختلف آگاهی به عنوان جزئی از کل
