خیابونا
خیسن از باران پائیزی
چاله ها رو
با نوک پا
با احتیاط
رد میکنم
هوا تاریکه
چراغای خیابون
روشنن اما
همون محله ی قدیمی
همون مغازه ها
و آدمها
که انگار توی گذر فصلها
از خودشون فاصله میگیرن
و دوباره به خودشون میپیوندن
توی زندگیم
هیچوقت
تا این حد
به بوی باران
شبیه نبودم
+ نوشته شده توسط M.A. در 88/08/08 و ساعت
|

